یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود ...
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ؟
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود ...
اگه توی دانشکده باشم ، زمان تند می گذره ! انقدر تند که می ترسم همین فردا باید برگردم ولایت و تا سه مااااااااه ! بچه ها رو نبینم ! دلم می گیره ! اگه جای دیگه باشم زمان کند می گذره ! کی میشه زود روزها بگذره برگردم ولایت که دلم هواشو کرده
!
همش تقصیر این ثانیه های بی فکره که منو درک نمی کنن !
گاهی آدم عادت می کنه به اینکه یه چیزی انگار وصله تن اش شده باشه ! مثلا تردید ! مثلا در مقابل تردید بقیه کوتاه اومدن ! به هر حال همه آدم ها حق تصمیم گیری دارن !
kheili khoobe,edame bede ;)
سلام
مثه خودم تو غربت زندگی میکنی؟!!
وبلاگت خیلی قشنگه.
چنانت دوست میدارم که وصلم دل نمیخواهد
کمال دوستی باشد مراد از دوست نگرفتن!